سوال اینه که از جوابت تعجب کردم؟ نه!
شاید یکم از وقاحت جواب دادنت تعجب کرده باشم!؟ اونم نه!یا شاید...واقعیت اینه ک این دوستت ندارم ها رو هربار ب هرنحو شنیدمحتی ب دوستت ندارم های نگفته ات
- وقتی دوستت دارم نگفتی ک دروغ نگی -
هم عادت کردمامااااااما اینبار ک گفتی نمیدونم
با این دوستت ندارم آخر
با خودم گفتم آیا این همون چیزیه ک همیشه میخوای بشنوی؟اینبار حتی قبل از سوالم از این دلهره همیشگی بدم اومد
واسه همین
با همین لبهای همیشه دوخته
بی حرف و ساکت - مث همیشه -
خودم کفشایی رو ک ی عمره جفته پام کردمو...دارم میرم
و کلام آخری ک حتی تلخ هم نیست:خدانگهدار!
27 آبان 95